شيخ ذبيح الله محلاتى

72

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

مدتى بود بحر فيض به خود * پرورانيد لؤلؤ منشور كرد غواص قدرت آنكه غوص * يافت گرديد در تمام بحور يك صدف داد حق به پيغمبر * كه در او بود يازده گوهر بند سوم شمس دين تا كه نورگستر شد * همه آفاق از او منور شد بحر توحيد پر ز گوهر گشت * چرخ تمجيد پر ز اختر شد مكه شد رشك آسمان كه در او * مولد دختر پيمبر شد زهره آمد كه بنگرد زهراء * از خجالت خفيف و مضطر شد خودبخود گفت زره با خورشيد * كى تواند كجا برابر شد تا كه اين غم ز دل كند بيرون * رفت سرگرم چنگ و مزمر شد پايه دين حق از اين دختر * گرچه بودى قوى قوىتر شد وه چه دختر كه بهر كسب ضياء * مهرش آمد مجاور در شد تافت تا نور حضرت زهراء * ذره اين آفتاب خاور شد اصل ميزان حق‌شناسى را * به دو كفه كشنده داور شد خواست بيند بكفه‌ئى كه على است * كس برابر توان بحيدر شد ديد همسنگ حيدر كرار * كه نخواهد دگر ميسر شد كرد آنگاه خلقت زهراء * آمد و با على برابر شد مرتضي را كجا بدى همسر * گرنه زهراش جفت و همسر شد همهء كائنات را معلوم * بس به پيرو جوان سراسر شد زن نيامد برتبه چون زهرا * مرد هم چون على ولى خدا بند چهارم اى تو بهتر ز رتبه از مريم * نور حق مادر دو عيسى دم